روزی که اصحاب رسانه میهمان جذامیان باباغی شدند

روزی که اصحاب رسانه میهمان جذامیان باباغی شدند

دور شدن از جامعه، روی آوردن به تنهایی در زندگی و سپری کردن شب و روز ها در آسایشگاه “باباغی” تبریز با کورسوی امیدی که شاید نا امیدی باشد باعث شده بیماران جذامی ، ناخوشی فراق و تنهایی را بیشتر از دردهای تن و چهره احساس میکند.

ادامه این روند توصیفی با بیان بیشتر دیده ها و حس هایت

به گزارش جلفا بازار، جذام که با نام های خوره یا هانسن نیز شناخته می شود، یک بیماری مزمن و سیستمیک است که بسیاری از قسمت های بدن را درگیر می کند، در زمره بیماری های عفونی دسته بندی می شود و بیشترین تاثیر خود را در پوست و اعصاب محیطی بروز می دهد.

سابقه بیماری جذام در جوامع انسانی به بیش از سه هزار سال پیش برمی گردد اما اینک در قرن ۲۱ هنوز زخم هایی است که جان و روح بیماران مبتلا را آزار می دهد.

جذام بیشتر به عنوان بیماری فقیرانه معروف شده است و در کشور های مختلفی از جمله هند ، بنگلادش ، اندونزی ، میانمار و نیجریه بیشتر از سایر نقاط دنیا دیده می شود.

در ایران نیز در مناطق شمال شرق ، شمال غرب ، غرب ، جنوب غرب کشور هنوز هم شماری از این بیماران زندگی می کنند که می توان به اسکان آنان در حاشیه شهر مشهد ، تبریز ، در بخش هایی از شهر ایلام و در روستاهای اطراف شهر مهاباد و سردشت در آذربایجان غربی اشاره کرد.

اما تبریز و آسایشگاه جذامیان “باباباغی” که در ۱۵ کیلومتری شمال غرب این کلان شهر واقع شده است، ۲۹ آبان امسال میهمان اصحاب رسانه و مسؤلان تبریز بود تا ضمن عیادت از بیماران از نزدیک مشکلات و کمبودهای موجود در این آسایشگاه را جویا شوند.

هر چند ساکنان این اجتماع در انزوا مانده، علاوه بر درد بیماری، درد های روحی و روانی جانکاهی دارند که بیشتر ریشه در بی توجهی همنوعان دارد، اما بیکاری جوانان، بزرگ ترین دغدغه آنان و دلیلی بر تعلق این افراد به پیکره اجتماع ایرانی است.

آسایشگاه “باباغی” تبریز که نام آن یادآور یک عمر تلاش بی وقفه و بی ریای استاد کتر محمدحسین مبین، پدر جذامیان ایران، است، این روزها حال و خوشی ندارد و ساکنانش از تهدید سلامتی شان بر اثر مرمت و بازسازی نشدن ساختمان های محل سکونت خود سخن می گویند.

ساکنان این محل که آوازه اش در روزگاران نه چندان دور در سایه تلاش هنرمندانه فروغ فرخزاد در قالب ساخت فیلمی به نام “این خانه سیاه است”، مرزهای ملی را در نوردید، امروزه بیش از هر زمان دیگری احساس تنهایی و غربت در جمع هموطنان شان را دارند به ویژه اینکه پدر مهربان خود را نیز از دست داده اند.

 

عليرضا فرشي آذری، مدیر آسایشگاه بابا باغی نیز ضمن معرفی بخش های آسایشگاه “باباغی” اعلام کرد: این آسایشگاه از لحاظ ارائه خدمات پزشکی به بیماران و خانواده های مستقر کاملا رایگان است و مایحتاج و خوراکی آنها توسط دولت تامین می شود و حتی در صورت نیاز برای اعزام به تبریز هیچ هزینه ای بابت نقل و انتقال آنها دریافت نمی شود.

فرشی، دغدغه آسایشگاه را کمبود آمبولانس ، سیستم حمل و نقل عمومی ، مرمت و باز سازی واحد های مسکونی و بخش های اداری – بهداشتی ، زیر سازی و آسفالت خیابان های اسایشگاه و مسیر تبریز تا بابا باغی دانست که نیاز مساعدت و توجه ویژه مسؤلان و خیرین است.

وی اضافه کرد: خواست بیماران وخانواده های آنها تامین نیاز های مالی زندگی می باشد که به دلیل انزوا از جامعه از لحاظ تامین نیاز های مالی زندگی و اشتغال افراد جویای کار مشکل اساسی وجود دارد.

وی ادامه داد: امید است با ایجاد اشتغال برای این گونه افراد بتوان راه های تسهیل بازگشت این افراد به جامعه را فراهم کرد تا از زندگی عادی برخوردار شوند تا به این وسیله خدمات رفاهی که مورد نیاز هر فرد می باشد براحتی در دسترس این افراد قرار گیرد.

فضای زندگی و انسانی حاکم بر آسایشگاه حال و هوای خاص خود را دارد و انزواگری در داخل آسایشگاه نیز بیداد میکند بطوریکه در این میان کودکان و جوانان ساکن عاری از جذام تنها سرگرمیشان ورزشی چون فوتبال و با حداقل امکانات می باشد.در بین ساکنان جوانان تحصیل کرده نیز به چشم میخورند که بیماری یک یا چند نفر از بستگان درجه یک موجب شده تا زندگی تحمیلی را در این مرکز به سر کنند.اما دلخوشی همه افراد ساکن در این آسایشگاه دیدار همنوعان است که حتی یک بازدید و ملاقات خداپسندانه آنها را به زندگی دلگرم میکند.اما در این میان همنوعان دلسوز و یک گروه کوهنوردی نیز به چشم می خورد که آمده اند تا از صمیم قلب هر آنچه از لحاظ مادی و معنوی دارند را با برادران و خواهران خود در این آسایشگاه تقسیم میکنند تا شاید دردی از دردهای ساکنان باباغی کاسته شود.

نکته جالبی که فضای این آسایشگاه را متحول کرد سخن یکی از بیماران سالخورده بود که گفت شماها که بخاطر ما نیامده اید فقط برای گرفتن چند رای اینجا آمده اید.سخنی که کمی نابجا بنظر آمد اما بعد مشخص شد این کلام به این منظور بوده که فکر کرده اعضای حاضر به بهانه انتخابات پیش رو در آن محل حاضر شدند تا برای آینده انتخاباتی خود کاری کرده باشند،دریغ از اینکه بداند طرف مقابل اصحاب رسانه استان و تبریز است که دغدغه ها و مشکلات موجودی که دارند را منعکس خواهند کرد.

در این بازدید به گفته مسئولان حاضر،این روزها مسئولان محلی کمتر به این آسایشگاه اهمیت می دهند و به نوعی محبت مسئولانه در این آسایشگاه کمرنگتر شده و تنها نمیتوان به اعضای خدوم محدودی که در آن ارائه خدمت می کنند بسنده کرد و باید همه مسئولان استانی و حتی کشوری به چنین آسایشگاهی بها دهند تا بیماران معدودی هم که در این آسایشگاه و نقاط دیگر کشور بهبود پیدا کرده و به جامعه برگردند.و ادامه دادند که این روزها بازدیدهای کارناوالی نیز از آسایشگاه صورت میگیرد که نظر مردم را به خود جلب کرده و تورها و بازدیدهای جعی در این آسایشگاه در میان مردم به بازدیدهای انتخاباتی شایع شده.در خصوص سرمایه گذاری نیز اشاره به این داشتند که سرمایه گذاری در این آسایشگاه اصلا ضرر نخواهد داشت و با توجه به اینکه در چند سال اخیر از بیماری جذام گزارشی نشده و به نوعی رو به خاموشیست میتوان بعد از سلامتی همه بیماران و مرخص شدن همه ساکنان آن این آسایشگاه را که قبلا در زمان قاجار از آن بعنوان شکار گاه استفاده میشده نیز تغییر کاربری داد وه به یک فضای رفاهی،آموزشی،نظامی و یا تفریحی تبدیل کرد تا آیندگان از آن به نوع دیگری استفاده کنند. و تخمین زده شد این آسایشگاه امروز بالغ بر ده و یا دهها میلیارد تومان به سرمایه جهت بازسازی و مرمت نیاز دارد.

امروز هر انسانی نیز میتواند ضمن هدفمندی کمکهای خود به این نکته توجه داشته باشد که شاید در آینده کمک امروز سرمایه ای باشد برای آینده و فرقی نمیکند یک مسئول عالی رتبه کشوری باشد و یا یک فرد عادی.و علت اینکه شاید روزگاری خدایی ناکرده به بهانه همین بیماری پای یکی از ما به این آسایشگاه باز شود و یا به گفته پیر جذامی آینده انتخاباتی در پیش داشته باشیم.پس بهتر خواهد بود از امروز به فکر آینده باشیم.

 

 

گزارش: مهدی ذاکری

کپی رایت © 2017 جلفابازار. حقوق انتشار محفوظ است.