ایران، کشوری هسته ای، اما متعهد به صلح جهانی/ پایان «جان سخت ترین بحران»/نقطه ای طلایی در تاریخ دیپلماسی جهان

ایران، کشوری هسته ای، اما متعهد به صلح جهانی/ پایان «جان سخت ترین بحران»/نقطه ای طلایی در تاریخ دیپلماسی جهان

تهران- «پایان یک بحران غیر ضروری» عنوان توافقی بود که 23 تیرماه 1394 در تقویم جهان به ثبت رسید. نقطه ای طلایی در تاریخ دیپلماسی جهان که طی آن ایران و نمایندگان شش کشور امریکا، فرانسه، انگلیس، آلمان، روسیه و چین پذیرفتند بر مبنای یک بده و بستان منطقی به تنش زدایی فراگیر دست یابند و جهان را از ثمرات پایان مناقشه هسته ای بهره مند سازند.
[پایان «جان سخت ترین بحران»/نقطه ای طلایی در تاریخ دیپلماسی جهان]

به گزارش جلفا بازار به نقل از ایرنا روزنامه «ایران» در ویژه نامه نوروز 1395 خود طی یادداشتی به قلم «مریم سالاری» با درجه این مقدمه، افزوده است: تلاش برای به پایان رساندن چالش ایران و جهان طی 22 ماه بعد از روی کار آمدن دولت جدید ایران، در حالی آغاز شد که مذاکرات فشرده 7 کشور در وین، ژنو و نیویورک زیربنای توافق 14 جولای 2015 را پی ریزی کرد. این توافق که بر مبنای پذیرش حق غنی سازی ایران به دست آمد، در حالی بود که امریکا سال ها با این ادعا که برخورداری ایران از سیستم غنی سازی این امکان را به آن می دهد تا به بمب هسته ای دسترسی پیدا کند، در برابر اجرای آن مقاومت می کرد، اما در نهایت پذیرفت که ادامه اصرار بر سیاست «غنی سازی صفر» جلوی حل دیپلماتیک دعوای هسته ای با ایران را می گیرد. این گونه بود که در توافق صورت گرفته بین ایران و کشورهای 1+5، با نام اختصاری«برجام»، برنامه غنی سازی ایران پذیرفته شد و با تصویب قطعنامه ای در شورای امنیت سازمان ملل و صحه گذاشتن بر برجام، این برنامه مشروعیت بین المللی پیدا کرد. به این ترتیب که، 15 عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد در رخدادی بی سابقه با تصویب قطعنامه 2231، به توافق هسته ای ایران و 1+5 و لغو تحریم های جهانی علیه تهران، مهر تأیید زدند. اتفاقی که بر مبنای آن کشوری که برای نخستین بار در تاریخ شورای امنیت سازمان ملل، با رأی این شورا تحت بند 41 فصل هفت منشور سازمان ملل قرار گرفته بود، با قطعنامه همان شورا از دایره شمول این فصل خارج شد. این پروسه پر فراز و نشیب با گذر بیش از 12 سال و پشت سر گذاردن چندین دور مذاکره در ادوار مختلف میان ایران و قدرت های بزرگ جهان در 14 جولای 2015 به پایان رسید تا جامعه جهانی به لغو تمامی تحریم های شورای امنیت، یکجانبه امریکا و اتحادیه اروپا حکم دهد و ایران از این پس به عنوان یک کشور هسته ای اما متعهد به صلح جهانی بتواند در چارچوب معاهده عدم اشاعه (NPT) و با حفظ و اجرای تمامی معاهدات هسته ای، برنامه های خود را پیش ببرد.

* مفصل ترین متن یک توافق چندجانبه پس از جنگ جهانی دوم
ناگفته پیداست که در دو سال و اندی که از آغاز مذاکرات ایران با قدرتهای بزرگ در دولت یازدهم گذشت، پرونده هسته ای، بزرگترین آوردگاه روحانی و حریفانش بود. آوردگاهی که به نوبه خود از یک سو رکوردهای بی سابقه ای را در دنیای مذاکرات دیپلماتیک جهان به ثبت رساند و از سوی دیگر به عنوان یک الگو برای حل و فصل سایر بحران های منطقه ای و جهانی مطرح شد. ماحصل همه گفت و گوهایی که در دوره روحانی و در طول 22 ماه مذاکره انجام شد، دستیابی به متنی بود که مفصل ترین متن یک توافق چندجانبه پس از جنگ جهانی دوم به حساب می آمد. این توافق شامل یک متن و 5 ضمیمه است که مجموعاً یک سند 159 صفحه ای را تشکیل می دهد. بنا به گزارشی که
«بی بی سی» از آمار رکوردهای جدید در جریان این مذاکرات منتشر کرد، رکورد طولانی ترین حضور وزیر امور خارجه ایران و معاونانش در خارج از کشور پس از انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 شکسته شد. دور آخر مذاکرات در وین که رئیس سازمان انرژی اتمی هم حضور داشت و به توافق منتهی شد، 18 روز طول کشید. طی 52 دور مذاکره ای که طی 189 روز میان ایران و کشورهای 1+5 برگزار شد، وزیران خارجه 5 کشور عضو دائم شورای امنیت بارها برای مذاکره با مقام های ایرانی و گفت و گو با یکدیگر جمع شدند که یک رکورد از زمان تشکیل شورای امنیت در 70 سال پیش به حساب می آمد. مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، همپای وزیران خارجه اعضای دائم شورای امنیت (به همراه آلمان) در این سطح از مذاکرات، حضور داشت و البته به نمایندگی از این قدرت ها، جلسات را هم رهبری می کرد که رکوردی برای این نهاد که نماینده 28 کشور مهم اروپایی بود، در جریان مذاکرات هسته ای محسوب می شد. این در حالی بود که برای نخستین بار شورای امنیت سازمان ملل، حق برخورداری یک کشور عضو معاهده منع گسترش سلاح های اتمی را از چرخه کامل سوخت اتمی و غنی سازی اورانیوم مورد تأیید قرار داد چه آنکه شورای امنیت پیش از این، ایران را به دلیل همین اقدام یعنی عمل به غنی سازی اورانیوم تحریم کرده بود.

* شکستن تابوی مذاکرات ایران و امریکا
مذاکرات هسته ای در نوع خود شاهد اتفاقات تازه ای در خصوص روابط ایران و امریکا هم بود. رویدادی که به شکسته شدن تابوی مذاکرات دوجانبه تهران و واشنگتن به عنوان یکی دیگر از نتایج شکل گیری توافق هسته ای انجامید. این مذاکرات در دوره دولت جدید، اگر چه بخش های غیرعلنی نیز داشت، اما دیگر نفس انجام مذاکره میان دو کشور محرمانه نبود و در زمان وقوع، افکار عمومی از زمان، مکان و موضوع گفت و گوها اطلاع داشته است. یعنی آنچه که تا پیش از این قابل تصور نبود حالا با ملاقات هایی که ظریف و کری برای روزها و شب های متعدد و گاه تا پاسی از نیمه شب و البته از موضعی برابر انجام می دادند، رنگ واقعیت به خود گرفت. این در حالی است که وزیران خارجه ایران و امریکا از زمان آغاز گفت و گوها برای رسیدن به توافق جامع، رکوردهای بی سابقه ای هم به ثبت رساندند. آنها مجموعاً در 18 تاریخ متفاوت و در 11 شهر مختلف با هم دیدار کردند. در بعضی از موارد وزیران خارجه تا سه بار در یک روز با هم دیدار و مذاکره کردند و دست کم در دو مورد با حضور دیگر همتایانشان مذاکره خود را نیمه شب آغاز کردند و تا صبح ادامه دادند. این میزان دیدار و گفت و گو میان وزیران خارجه ایران و امریکا، از زمانی که رابطه دیپلماتیک دو کشور آغاز شد(این رابطه پس از ماجرای گروگانگیری قطع شد) تاکنون بی سابقه است. صرف روزها و ماه ها مذاکره بین مقامات ایران و بالاترین مقامات سیاست خارجی شش قدرت جهانی و نهایتاً به نتیجه رسیدن مذاکرات از نظر بسیاری از کارشناسان، نشان از آن داشت که به نوعی ایران به عنوان یک قدرت مهم و تأثیرگذار در منطقه مورد قبول قرار گرفته است.

* زلزله ژئوپولتیک در جهان عرب
توافق هسته ای که در حقیقت بازتابی از به ثمر رسیدن خواسته تهران برای خروج از انزوایی ناخواسته بود، ماهها و روزهای بسیاری مورد توجه اکثر رسانه های مهم جهان در بیش از دو سال زمانی که از عمر آن می گذشت، قرار گرفت. رسانه های پرشمار غربی تفاهم بزرگ وین را به مثابه مهر باطلی دانستند که از سوی کشورهای بزرگ جهان پای پرونده «ایران هراسی» زده شد تا از این پس کشورهای ریز و درشت در همراهی و فشردن دست دوستی ایران تردید نکنند. رسانه های معروف امریکا از جمله «نیویورک تایمز» و «سی ان ان» دستاورد وین را زیر سایه عقب نشینی کاخ سفید در پذیرش حق هسته ای ایران، اتفاقی تاریخی توصیف کردند، اتفاقی که توانست راهگشای کاستن از اختلافات دامنه دار تهران و واشنگتن باشد. «بلومبرگ»، دیگر رسانه معروف امریکایی هم امضای این توافق را گامی پیش رو برای تهران توصیف کرد که توانست در عین حفظ و توسعه دانش هسته ای اش، باعث فروپاشی رژیم تحریم ها شود. برخی دیگر از رسانه های غربی هم اسرائیل را بازنده دستاوردهای هسته ای ایران دانستند. تا جایی که خبرگزاری آسوشیتدپرس با اشاره به مخالفت جامعه جهانی با مواضع تل آویو در قبال توافق هسته ای با ایران، نوشت: «این توافق، نخست وزیر اسرائیل را منزوی کرد». این در حالی بود که رسانه های منطقه وجه دیگر دستاورد ایران را در کانون توجه خود نشاندند و اعلام کردند که در وین، ایران هسته ای متولد شد. توماس فریدمن نویسنده و روزنامه نگار معروف امریکایی توافق هسته ای میان غرب و ایران را همانند یک زلزله ژئوپلیتیک در جهان عرب و رژیم اسرائیل دانست که شوک بزرگی بر منطقه خاورمیانه وارد کرد. او در یادداشتی که مورد توجه شمار زیادی از رسانه های جهان قرار گرفت به این موضوع اشاره داشت که «توافق میان ایران و شش قدرت جهانی بعد از توافق کمپ دیوید و انقلاب اسلامی در ایران بیشترین اثر را در منطقه باقی گذاشته است وممکن است منجر به چینش مجدد نیروها در منطقه شود».

* زدوده شدن خطرتحریم و جنگ
اما شاید یکی از مهمترین ابعاد موفقیت ایران در روند مذاکرات هسته ای، به وجود آوردن شکافی عمیق میان کاخ سفید و اسرائیل و شکستن اجماع در کنگره امریکا در حمایت از تل آویو بود. به این معنا که «توافق هسته ای»، نه تنها در عرصه بین المللی، بلکه بر موازنه قدرت سیاست داخلی امریکا هم تأثیر بسزایی برجای گذاشت و تحول مهمی همچون گسست همسویی دیرپای واشنگتن و تل آویو را رقم زد و بحرانی ترین دوران روابط ایالات متحده با اسرائیل، متحد دیرین خود را شکل داد. این درحالی است که بعد از دستیابی ایران و قدرتهای بزرگ به توافق، آیپک که تأثیرگذارترین سازمان یهودی امریکایی بر سیاست خارجی امریکا در خاورمیانه است با ادعای اینکه توافق هسته ای امنیت و منافع رژیم صهیونیستی را در معرض تهدید جدی قرار می دهد، عملاً بیش از 40 میلیون دلار برای سازماندهی حملاتی با مشارکت صدها فعال به منظور فشار آوردن بر اعضای کنگره برای مخالفت با این توافق اختصاص داد. هدف این تبلیغات، ایجاد وحشت از ایران و به تصویر کشیدن آن به عنوان قدرتی بود که می تواند «با یک ضربه» امریکا را نابود کند. این گونه بود که جدال داخلی رئیس جمهوری امریکا با جریانها و لابی های یهود مخالف توافق آغازشد. بعد از آنکه اوباما توانست از سد نمایندگان کنگره امریکا که به موجب قانون موسوم به «بازبینی توافق هسته ای در کنگره» از حق رد یا تصویب سند «برجام» برخوردار شده بودند، عبور کند، نوبت به کارشکنی هایی رسید که از سوی نمایندگان امریکایی هم پیمان با اسرائیل رسید تا با ایجاد بدبینی در ایران نسبت به پایبندی امریکا به تعهدات هسته ای اش، مسیر اعتمادسازی شکل گرفته در نتیجه توافق هسته ای را ویران کند. «محدودیت صدور روادید برای اتباع ٣٨ کشور، تصویب پرداخت غرامت به گروگان های امریکایی در ایران از محل جریمه بانک فرانسوی BNP و نامه مشورتی ٢٢٦ نماینده مجلس امریکا به دادگاه عالی این کشور در رابطه با تجدید نظر در حکم دادگاه نیویورک در توقیف سپرده های بانک مرکزی ایران در سیتی بانک امریکا به بهانه دست داشتن کشورمان در وقایع تروریستی ای که هرگز نقشی در آن نداشته است و همچنین فهرست کردن سلسله تحریم های جدید علیه ایران به بهانه آزمایش موشک های بالستیک، جملگی نشانه هایی بودند که از تلاش تندروهای امریکایی برای دست اندازی در اجرای توافق هسته ای میان ایران و کشورهای گروه 1+5 حکایت می کرد. با وجود این فشارها توافق هسته ای وارد فاز اجرایی شد تا لابی اسرائیل با صرف میلیون ها دلار نتواند مانع از به سرانجام رسیدن توافق شود. به این ترتیب با اجرایی شدن توافق هسته ای، لابی صهیونیستی، نومحافظه کاران امریکایی و جریان «ایران ستیز» به طرز چشمگیری خلع سلاح شدند. به معنایی دیگر با ورود توافق هسته ای به سپهر سیاست جهانی، بنای استدلال ها و نگرشی که این جریانها طی دو دهه اخیر در محافل سیاستگذاری امریکا پایه گذاری کرده بودند، فرو ریخت و شکل دهنده فضایی شد که بر مبنای آن، ایران که پیش از این و در قالب طرح های ضد ایرانی به عنوان یک بازیگر نامعقول و ناسازگار با قواعد و منطق نظام بین المللی تعریف می شد، حالا در قامت یک بازیگر فعال و آشنا به ظرافت های حقوق بین الملل و زبان دیپلماتیک به تعامل با سایر کشورها بر اساس توازن منافع با رقبای خود بپردازد.

* گام های آهسته تهران و واشنگتن برای نزدیکی
با وجود دشواری هایی که ایران و غرب بویژه با امریکا در فراز و نشیب های دستیابی به برجام از سرگذراندند، به نظر می رسد که با پایان گرفتن مناقشه هسته ای، تهران و واشنگتن برای نخستین بار موفق شدند با عبور از عوامل بازدارنده داخلی و خارجی، از گفت و گوهای دوجانبه به توافق درازمدتی که انتظارش را داشته اند برسند. این در حالی است که اجرایی شدن برجام پایه گذار فضای تازه ای میان تهران و واشنگتن شده است که زمینه را مهیای کاستن از اختلافات و تنش سازی میان دو کشور نموده است. وقتی جان کری در مورد پرونده اختلافی مربوط به خرید تسلیحات ایران در دهه 1970 میلادی(زمان پیش از انقلاب) از امریکا و عدم تحویل آنها به ایران پس از انقلاب، اعلام کرد که دو طرف در این زمینه به توافق رسیده اند، نخستین نشانه های تغییر فضا میان تهران و واشنگتن پدیدار شد. این پرونده به سال 1981 بر می گشت، زمانی که امریکا بعد از انقلاب حاضر به بازگرداندن پول پرداخت شده از سوی تهران برای خرید تسلیحات نشده و جنگ افزارهای مورد نظر را نیز تحویل نداده بود. بر اساس توافق جدید صورت گرفته، واشنگتن پذیرفت که ایران علاوه بر دسترسی به 400 میلیون دلار از پول بلوکه شده خود، 3/1 میلیارد دلار بابت بهره این پول دریافت کند. این در حالی است که بازگشت «یک هزار و پانصد» قطعه فسیل تاریخی ایرانی که پیش از انقلاب به امریکا فرستاده شده بودند، شکل گیری دیپلماسی آموزشی بین دو کشور که با بورسیه چند شهروند امریکایی برای حضور در دانشگاه تهران صورت گرفت و همچنین آغاز صادرات فرش ایرانی به بازارهای امریکا از دیگر گام هایی است که با وجود انزجارهای برخی جریان های داخلی مخالف برجام در هر دو کشور به آهستگی برداشته شده است. گام هایی که با برقرار کردن کانال گفت و گوهای محرمانه حتی تنش های نظامی همچون دستگیری تفنگداران دریایی امریکا در مرزهای سرزمینی ایران را با گفت و گو مدیریت می کند. هرچند هنوز تضمینی وجود ندارد که در مسیر هشت ساله اجرای توافق جامع هسته ای، نیروهایی در ایران، امریکا، اسرائیل یا کشورهای دیگر، برگ های پیش بینی نشده ای را برای برهم زدن این توافق رو نکنند.

* شکاف های دیپلماتیک در آستانه ترمیم
می توان باور داشت که عملیاتی شدن برجام، تلاش های مخالفان تنش زدایی با ایران و از جمله جریان های نزدیک به اسرائیل و عربستان سعودی را در امریکا متوقف کند که در کانون هایی چون حزب جمهوری خواه و کنگره صدای بلندی دارند. در صورتی که این مخالفان بتوانند تهران را زیر فشار سنگین واشنگتن قرار دهند، قدرت ایجاد بحران های جدید در روابط دوجانبه را خواهند داشت. اما به نظر می رسد که توافق هسته ای از ظرفیت لازم برای اعتماسازی متقابل میان ایران و امریکا و تسریع تنش زدایی برخوردار است تا شاید یکی از طولانی ترین شکاف های دیپلماتیک جهان، به مرز ترمیم اساسی نزدیک شود. راهی دشوار که مخالفان نیرومندی همانند تندروهای امریکا، اسرائیل و حامیانش و برخی کشورهای ثروتمند عربی در سنگلاخ کردن آن تلاش روزافزونی به کار خواهند بست و در این میان؛ اوباما و وارثان بعدی کاخ سفید باید اثبات کنند که به پیمان «برجام» و تعهدات شان پایبندند و علاوبر آن، از افزودن ارتفاع دیوار بی اعتمادی تاریخی ایرانیان پرهیز دارند. اگر چنین شود، مسیر تنش دایی در موضوعات اختلافی غیرهسته ای طرفین هموار می شود و هم افزایی طرفین در چارچوب منافع مشترک می تواند به مهار بسیاری از تهدیدهای جدی منطقه ای نظیر «داعش» یاری رساند.

کپی رایت © 2019 جلفابازار. حقوق انتشار محفوظ است.